ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
901
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
نوّاب اميرزادهء اعظم را از مملكت خراسان احضار كرد و گماشته [ اى ] از بندگان آصف الدولة العليّه اللهيار خان به جهت اين مهم روى به آن ديار آورد . فرستادهء روسيه پس از حصول كام از انعام عام شهريار با احتشام ، با جواب نامهء موافقت انجام راجع گشت و مجددا به قانون پار ، مزاج مبارك شهريار تاجدار از حدّ اعتدال درگذشت . مدّت دو ماه ناخوشىهاى مختلف از نوبه و ذات الجنب و ذات الصدر و بواسير و غيره امتداد يافت و به سبب ظهور اضطراب ساكنين دار الخلافه از اعلى و ادنى ، هركس در پى كارى شتافت . در بين ناخوشى مزاج مبارك ، دو سه دفعه اخبار ارجوفهء موحش از اندرون اعلى به بيرون رسيد و اضطرابى عجيب در مردم دار الخلافه ظاهر گرديد . اين اخبار وحشتآثار از اطراف مملكت گذشت و ناامنى غريب در اوضاع طرق و شوارع اطراف ظاهر گشت . خزانهء دار السلطنهء اصفهان را كه معادل بيست هزار تومان بود ، جماعت بختيارى فىمابين منزلين سرو و قهرود نطنز غارت كردند و از اموال تجّار و زوّار هرچه توانستند بردند « 1 » . جميع متوطّنين و ساكنين هر ديار ، صدقات و نذورات بىشمار به ارباب استحقاق دادند و اصحاب زهد و ورع ، دست دعا به درگاه حضرت كريم على الاطلاق برگشادند . حضرت اعلى تا خلق را اطمينانى حاصل آيد ، در عمارت مباركهء چشمه ، كه اندرون خاصّه است ، بار عام دادى و با جسم رنجور خود را منظور اهالى نزديك و دور ساخته ، ابواب سرور بر چهرهء جمهور گشادى تا - الحمد لله و المنّه - از فيض فضل الهى و سعى اطبّاى دولت دربار شاهنشاهى ، در امراض ذات شريف ضعفى كامل حاصل و روزها در ديوانخانهء همايون به عادت مستمرّهء ايّام دولت روزافزون ، حاضر شدى و باعث اطمينان خاطر هر سامع و ناظر آمدى . بيت : از محاق قضا برون شد ماه * وز عرىّ « 2 » قدر برآمد شاه
--> ( 1 ) . ملى و مجلس : « برد » ( 2 ) . « عِرى » كه در نسخه به ضرورت شعرى « عِرىّ » آمده است ، در شطرنج به مهرهاى گويند براى حفاظت